تصویر کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری

تحلیلی بر فعالیت و رقابت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در حوزه بازاریابی محتوایی

اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶

برچسب‌ها, , , ,

بازاریابی محتوا قطعا ابزاری بسیار حرفه ای برای اشاعه و بازاریابی هر آن چیزی است که بخواهیم در جامعه فراگیر شود، اما استفاده ناقص و سطحی از آن بدون شناخت قابلیت ها و توانمندی های آن شاید نتیجه معکوس نیز بدهد، نتیجه ای که جبرانی برای آن نمی توان متصور بود. نتیجه ای که شاید اثرات آن در حیات سیاسی هر کاندیدا او را به قهقرای قدرت بکشاند.

این روزها بار دیگر تب انتخابات در ایران بالا گرفته است، اما این تب با تب های پیشین تفاوت های اساسی دارد. در انتخابات هشتاد و چهار به قبل این صدا و سیما بود که ابتکار عمل را در دست داشت و خوراک فکری عامه مردم را تامین می کرد. در سال هشتاد و هشت اثر شبکه های اجتماعی چون facebook و توییتر تا حدودی مشهود بود البته سلطه رسانه ملی همچنان پا برجا بود. مابین انتخابات ۸۸ تا ۹۲ رسانه ملی کم کم به رسانه میلی تغییر رویه داد و همین مسئله سبب شد که در سال ۹۲ شبکه های اجتماعی توییتر و facebook نقش برجسته تری ایفا کنند البته در کنار اینها پیام رسان هایی چون وایبر و واتسپ همچنین لاین تا حدودی رقیب صدا و سیما بودند.

در آن وانفسا ویدیوی منتشر شده از رئیس جمهور اصلاحات که آن زمان ممنوع التصویر نبود دست به دست در فضای مجازی چرخید و تاثیر روشنی در رای آوری حسن روحانی در انتخابات ۹۲ داشت. در سال نود و چهار، تیکه کلام “تکرار میکنم به افراد هر دو لیست” آنقدر در شبکه های مجازی دست به دست شد که جناحی شکست سنگین سی بر صفر را در انتخابات تهران چشید. انتخابات سال نود و شش نیز منحصر به فرد است.

این انتخابات اولین انتخاباتی است که به طور مستقیم به سایت یک کاندیدا ارجاع داده می شود، دیگر کسی به روزنامه ها یا آرشیو گرد و غبار گرفته ارجاع نمی دهد. ویدیو ها در تلگرام دست به دست می شوند. پیام رسان تلگرام طبق اعلام رسمی چهل میلیون کاربر ایرانی دارد که طبق آمار حداقل روزانه دو الی سه ساعت وقت ایرانی ها را به خود مشغول کرده است، پیام رسانی که ابزاری برای دور زدن فیلتر شبکه اجتماعی توییتر است. اینستاگرام نیز با قابلیت های متنوعی که در این سالیان ارائه کرده نیز به عنوان یک شبکه اجتماعی قدرتمند در صحنه وجود دارد. رسانه صدا و سیما دیگر مثل قبل مرجع نیست. همه می خواهند صدای خود را به گوش مخاطبین شان برسانند.

بازاریابی محتوایی را قبلا اینگونه تعریف کردیم:

بازاریابی محتوایی یک تکنیک بازاریابی استراتژیک برای ایجاد و نشر محتوای ارزشمند و مناسب جهت جذب و یافتن مخاطبین خاصی است – با هدف جلب نظر مشتری بالقوه از طریق تغییر یا ارتقای رفتار مصرف‌کننده. بازاریابی محتوایی یک فرآیند درحال‌پیشرفت است که بخوبی با یک استراتژی بازاریابی کلی ادغام می‌شود. این بازاریابی بر مالکیت رسانه تمرکز دارد نه بر اجاره‌ی آن. در بازاریابی محتوایی، نام‌تجاری صاحب رسانه شده و این رسانه برایش یک دارایی محسوب می‌شود.

تیم های رسانه ای کاندیداهای ریاست جمهوری نیز سعی می کنند برای کاندیداهای مطبوعشان یک استراتژی بازاریابی محتوا ترتیب بدهند و آن را در انواع مختلف پیاده سازی کنند. آنها کانال تلگرام می سازند، پیج اینستاگرام را رنگ و آب می بخشند، و انواع خوراک فکری را با دستور عمل های مختلف آماده می کنند، محتوای با میزان virality بالا. با این کارها آنها قصد دارند که  اقبال مردم نسبت به مخاطبین شان را حفظ یا گسترش دهند. فارغ از اینکه نماینده ها از کدام دسته باشند، در ادامه نشان خواهم داد که بازاریابی محتوا توسط آنها دارای مشکلات عمیق است.

بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا عرصه تک گویی نیست!

اینکه حرف افراد چقدر با تفکرات سیاسی ما همسو باشد مهم نیست، هر کاندیدایی که بازاریابی محتوایی را استفاده می کند باید بداند که بازاریابی محتوایی عرصه تک گویی نیست. مدیران رسانه ای کاندیداها شبکه های اجتماعی را همچون یک کانال یک طرفه می پندارند و هیچ سعی برای ارتباط دو طرفه نمی کنند، این مسئله شاید آنها را از پیچ انتخابات بگذراند اما در دراز مدت آنها قدرت حضور در میان مردم را از دست می دهند و اگر گفتمانی نیز داشته باشند در نطفه معدوم خواهد شد.

بازاریابی محتوایی شات گان نیست!

قطعا همه می خواهند برنده انتخابات باشند و تمام توان خود را برای برنده شدن می خواهند به کار گیرند. اما بازاریابی محتوایی اگر همانند تفنگ استفاده شود فقط اطرافیان را مورد اصابت قرار می دهد و به عمق شبکه های اجتماعی رسوخ پیدا نمی کند. (شات گان سلاحی است که تعداد فشنگ های زیادی را با یک شلیک به سمت هدف پرتاب می کند، این تفنگ بسیار برد کوتاهی دارد.) همین جا باید به کاندیداهای محترم گفت: برادر آهسته ران! چرا در یک روز چهل و نه پست تلگرامی در کانالت منتشر می کنی!؟

بازاریابی محتوایی در خدمت ساختن رسانه های گلخانه ای

همانطور که گفتیم در بازاریابی محتوایی، همه سعی بر ساختن و داشتن یک رسانه قدرتمند دارند، رسانه ای که حرف کاندیدا را به مخاطب برساند، بازاریابی محتوایی تاکنون برای کاندیداها شاید تنها توانسته رسانه حزبی بسازد و نه یک رسانه عام و فراگیر. رسانه های حزبی که ایجاد شده اند حوصله سر بر هستند و از تعریف رسانه به دور هستند، رسانه تنها وظیفه رساندن پیام را بر عهده ندارد و بر جنبه های آموزشی، ترویجی، تعریف هویت شخصی برای مخاطب نیز تاکید دارد. مسائلی که در بازاریابی محتواهای کنونی برای نمایندگان جایی ندارد. مخاطبین خاص تنها به واسطه نام رسانه عضو آن هستند و شاید دل خوش چندانی از محتوایی که منتشر می شود نداشته باشند! این پیوند قلبی معلوم نیست تا کجا دوام داشته باشد!

کاندیداهای ریاست جمهوری

بازاریابی محتوایی ناقص و کوتاه اجرا می شود!

بازاریابی محتوایی برای کاندیداهای موجود در ساختن یک اکانت در شبکه های اجتماعی خلاصه شده است. از ابزارهای قدرتمندی چون ایمیل مارکتینگ، بلاگ نویسی، کپی رایتینگ درست سایت، کمپین های تبلیغاتی مختلف خبری نیست! بازایابی محتوایی برای مدیران رسانه های مختلف در سطح معنی شده است. درکی نسبت به عمق این ابزار قدرتمند وجود ندارد.

بازاریابی محتوایی قطعا ابزاری بسیار حرفه ای برای اشاعه و بازاریابی هر آن چیزی است که بخواهیم در جامعه فراگیر شود، اما استفاده ناقص، سطحی از آن بدون شناخت قابلیت ها و توانمندی های آن شاید نتیجه معکوس نیز بدهد، نتیجه ای که جبرانی برای آن نمی توان متصور بود. برنده و بازنده بودن در انتخابات آنچنان دیگر مهم نیست، این روزها همه حرفهای آن مرد را زمزمه می کنند، اینکه چه چیزی گفته شود و چطور آن را اشاعه بدهیم از همه مسائل مهم تر است.

 

جمال احمدی

من بیشتر از اینکه حرف بزنم می نویسم، بیشتر از اینکه بنویسم میخونم، از سرعت در هر چیزی خوشم میاد، از کانگورو هم به خاطر سرعتش خوشم اومده و برای همین شدم سرپرست محتواش !

More Posts

0 پسند

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.